از سال ٦٧ به نقاشی ايرانی روی آورده و پس از شناخت و ممارست از مكاتب اصيل اين هنر همراه با درك آثار معاصرين به خلق آثار پرداخته ام. در فعاليت های هنری خويش همواره سعی در بيان مفاهيم اجتماعی و اخلاق داشته ام كه نتيجه آن را در نمايشگاهی در فرهنسگرای نياوران در ١٦ آذرماه ١٣٨١ در معرض بازديد مخاطبين نهادم.
تلاش و سعی كرده ام تا نه فقط به تكنيك كار بلكه به تحليل و درك آثار گذشتگان و معاصرين به عوامل مهم دگرگونی های فرهنگی كه نقش به سزايی در رشد هر جامعه ای دارند دست يافته و به انتقال آن به هنرجويان و دانشجويان بپردازم. روشن است كه اين روش می تواند در آينده از تقليد، كه تهديدی برای هنر هر جامعه ای است پيشگيری نمايد.
با توجه به استقبال های خوبی كه در چند سال اخير از ارائه آثار خويش در نمايشگاه های داخلی و خارج داشته ام، اميدوارم كه اين تشويق ها منشاء تحولات و فعاليت های مناسبی را در آينده برايم به ارمغان آورد.
واقعيت اين است كه هر چند نوآوری در هنر يك اصل است اما موفقيت در هنرهای اصيل كه دارای پيشينه و زمينه های فزاينده ای بوده است نيز كار چندان سهل و آسانی نمی باشد. اميدوارم با توكل به خداوند متعال و درك تحولات و پيشرفت های بی پايان در آينده نيز بتوانم آثاری درخور و مناسب ارائه نمايم.