|
|
عليرضا دزفوليان |
|
|
| سال تولد: | ١٩٨٠ | | متولد: | کرمانشاه | | ساکن: | تهران | | رشته تحصيلي: | نقاشي، گرافيک | | نوشته: | چوب كبريت ها... هميشه به خودم مي گفتم: اين چوب كبريت ها چگونه سر شان مي سوزد و آتش مي گيرد و چيزي نمي گويند، ولي فهميدم. به خودم مي گفتم چگونه از كمر مي شكنند و تكه تكه مي شوند و باز هم كار مي كنند، ولي فهميدم ... چگونه به اين زبري ها و در و ديوارهاي سخت و ماسه اي كشيده مي شوند و خون از خراش عميقشان نمي پاشد و اشك از چشمان شان نمي ريزد ، ولي فهميدم. اصلا چگونه درون آن قوطي كوچك سال ها حبس اند و هنوز چشم باز نكرده، دستان نامهرباني از سر تا پايشان را آتش مي زند تا عين ابرويي سياه طاق بردارند و روشنايي را براي هميشه به همه ببخشند ... ولي فهميدم ... ... وبعد وقتي چوب كبريت مي سوخت، مرد دستش را (فقط براي چند لحظه) دور كبريت گرفت و سيگارش را زير باران روشن كرد... |
|

مشاهده آثار
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| هنرمندان هم سبک: | پيشکسوتان: ، ، ، ، ، ، ، مجربان: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، متأخران: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، |
|
|
|
|
|